درس دوم: mental model ها
چجوری باید تصمیم بگیریم؟ اصلاً چجوری باید فکر کنیم؟ چیزی که نه توی مدرسه بهمون یاد میدن نه توی دانشگاه.
همیشه برام سؤال بود که باید چیکار کنیم. دیدی یه سری آدمها وارد هر حوزهای میشن و خیلی خوب عمل میکنن؟ شاید اصلاً تخصصشون هم نباشه، یه چیز کاملاً جدید، ولی بعد از یه مدت جزو بهترینها میشن یا توی همون حوزهی جدید تصمیمهای خیلی خوبی میگیرن.
مدلهای ذهنی یا mental modelها یه سری اصول کلیان که ما آدمها یا طی زمان و تجربه با آزمون و خطا یادشون میگیریم، یا میتونیم بریم پیداشون کنیم و یاد بگیریم.
چارلی مانگر، شریک وارن بافت، سال ۱۹۹۴ توی دانشگاه USC سخنرانیای کرد که بعدها شد پایهی کل بحث مدلهای ذهنی. حرف اصلیش ساده بود: دانستن یه مشت واقعیت جدا از هم به دردت نمیخوره. اگه فقط اطلاعات حفظ کنی و بتونی پس بدی، توی زندگی و کار شکست میخوری. واقعیتها باید روی یه چارچوب سوار بشن، و این چارچوب مجموعهای از مدلهاست. مانگر اسمش رو گذاشت شبکهی مدلها، latticework.
بعدها ناوال توی کتاب Almanack، توی بخش ساختن قضاوت، همین موضوع رو مطرح کرد. میگه توی دنیایی که Leverege (کد، Media، سرمایه) هر تصمیم رو چند برابر میکنن، مهمترین مهارت قضاوت یا همون Judgment خوبه. یعنی اینکه بدونی نتیجهی بلندمدت یه کار چی میشه. مدلهای ذهنی ابزار ساختن همین قضاوتن.
مدل ذهنی یعنی دانستهی فشرده
از نگاه ناوال، مدل ذهنی یه خلاصهی جمعوجوره از چیزایی که قبلاً فهمیدی. موقع تصمیم سریع یادت میاد و لازم نیست هر بار از صفر فکر کنی. هرچی مدلهات بیشتر و درستتر باشن، تصمیمهات سریعتر و کمخطاتر میشن.
پایهها رو محکم یاد بگیر
ناوال تأکید میکنه که پایهها از ترفندها مهمترن: ریاضی پایه، احتمال و آمار، و اصول اقتصاد و علم. کسی که اینا رو عمیق بفهمه، بقیهی چیزا رو میتونه خودش روی همین پایهها بسازه.
یه شرکت سرمایهگذاری به اسم Theia اومده تمام مدلهای ذهنی که میتونسته رو جمع کرده، چیزی حدود ۷۰۰ مدل، و توی سایتش گذاشته. من همهشون رو ترجمه کردم و با توضیح سادهتر توی بلاگ خودم گذاشتم.
حتما سعی کنید توشون بچرخید و تعداد خوبی شون رو یادبگیرید (بیشتر میتونه یه سرنخی باشه واسه عمیق شدن توشون)